(درددو دل یکی از دوستام)
خدایا دلم از دست بعضی چیزها خیلی خونه .از دست داداش بزرگم که داره زندگیشو فکر کنم به خاطر یه موضوعی خراب میکنه .حیف زن (که حالا نه)حیف دو پسر عزیزش مخصوصا کوچولویی.اخه ادم چرا نباید قدر سلامتی خودش را بدونه .حیف اون اندام و خوشکلیش نیست.وقتی که با مریم بدون اجازه مامان و بابم ازدواج کردی حالا هنوز منت چی رو داری خودت کردی که ..........
خونوداه مریم همه معتاد و خرابن .اخه چرا با اینکار اعتبار خونوادمون را اوردی پایین .من خودم همیشه وقتی از خونواده مریم جلو کسی سخن به میون میاد کم میارم و دلم میخواد سر به تن هیچ کدم نباشد .اخه چرا اینطور شد خدایا..................رحم کن
اون داداشم که بعد از مریضی و وقتی که از همون اول با مخالفت بابام برخورد کرد و حالا بعد از ۴ سال دارن جدا میشم چی خدایا ما که نون حلال تو سفره مون بود چرا باید اینجوری بشه دلم از اینها خونه .اخه مادرم کم نذاشت واسه شون ولی هنوز بعد از ازدواج چند سالشون هنوز سر سفره ما هستند البته با کلی منت که هر چی داشتی خرج دخترهات میکنی .این تکه جهاز که با خون و دل با مامن و حقوق خودم گرفتم را نمی تونن ببینن.خدایا ما فرداها چه جوری هستسم با هم .فکر نکنم اصلا با هم رفت و امد داشته باشیم با این کارهاشون.خودت رحم کن که از هم نیفتیم.
همه سر مامان منت دارن که چرا اینطوری کردی و...........
چرااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااخدای من![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خدایا شکرت نمیدونم اخر عاقبتمون چی میشه ولی بازم شکرت .![]()
یه هفته دو هفته مشکلی نیست فقط خدا کنه مشکلی بدتری پیش نیاد بقول مامانم واسه بدبخت شدن عجله ای نیست
اقامون اخلاقش خیلی بهتر شده اصلا از زمین تا اسمون فرق کرده خداکنه چشم نزنمش
دوستش دارم
خدایا هرچی تو صلاح میدونی
دیروز دخترخواهرزنداییش که عروس هم نشده بود مردو ه طایفه ای را عذادار کرد.حتما حکمتیه
نمیدونم عروسیم دوباره عقب می افته یا نه ؟دوباره بلاتکلیفی شروع میشه.واسه ۱۶ ابان وقت گرفتین و پول هم دادیم.این دومین نفره خداکنه بحق صاحب الزمان دیگه اتفاقی نیغته
بازم خدایا به امید تو
مهدی یه چندروزی خیلی خوب شده .واقعا دوست داشتنی .چی میشه مردها همیشه اینقدر باوفا بودن
نمیدونم واقعا اخرش چی میشه ادم تا وقتی یک کاری بخواد انجام بشه چقدر باید جوش بزنه حالا واسه عروسی ما یا میمیرن یا میگن فلانی در حال مرگ یا تصادف میکنن.فکر کنم تا عروسی ما دیگه هیچ کس رو کره زمین نمونه الان عزرائیل یادش اومده.
فکرکنم افتاده ۱۶ ابان ولی ما هنوز هیچ کار نکردین هیچ کار
خدایا خودت به خیر برسون .دادم همکارهای مرحوم حاجاقالنکرانی استخاره گرفت گفتند خیلی خوبه
همین
چی میشد مردها همش اینجور اخلاقی را داشتند.نمیفهمند ما چقدر اون وقت دوستشون داشتیم
مگر رو جهاز باید بخاری هم باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بهت
دیروز کلااونجا بودم
خان هنوز وقت نکرده که وقت عروسی بگیره.امروزدوباره رفته.خدانکنه یک کاری رو مردها بخوان انجام بدن.از بی خیالی ادمو میکشن
شوهرخاله جاریم دیروز فوت کردن .جاری که زنگ زده بودم گفت یه بار عروسیتو عقب نیندازی چون خودش در جریان زندگیم است
امروز دوباره روزه گرفتم .خیلی تشنمه .
دیشب افطاری عدس پلو دادیم مهدی که اصلا نیامد سر بزنه منم دیشب اصلا تحویلش نگرفتم اصلا.
امروز بی فکر پیش میره تالار بگیره(هنر میکنه)خدا کنه یه روز خوبی باشه و تموم بشه
دیشب خاله کلی نصیحتم کرد ولی از دل من که خبر نداشت .اگه میدونست چی تو دل منه هیچ وقت این حرفهارو نمیزد .اگه من میدونستم با م اینقدر خار میشم عمرا اگر اینقدر واسش احترام میذاشتم
نمیدونم تا کی صبر میتونم بکنم ولی اینو میدونم که نمیتونم ازش جدا بشم نه به خاطر اینکه دلبستشم بلکه ۳تا خواهر دیگه دارم نمیوام با زندگی اونها بازی کنم
خدایا به امید خودت.فقط
حوصله ندارم اصلا
فردا شب قراره افطاری بئیمک
امروز قراره بره تکلیف تاریخ عروسیمونه در ست معلوم کنه اگه باز وقت بکنه![]()
بعد از سح خواب میدیدم میخواهیم با مامانم اینها بریم مشهد واسه امشب.خیلی خوشحال بودم انگار دعوت شده بودیم
خداکنه بعد از عروسی بریم با خان
زندگی چقدر خرج داره واقعا 
فضولهای محل مثل مارپل و خواهر عروس همه بودن .بچه خواهرش وقتی رو مبلها میرفت میخواستم کلش را بکنم![]()
امشب شب احیا است امروز بدون سحری روزه گرفتم![]()
دیشب مهدی خط موبایلش راگرفت![]()
خیلی خستم سحری هیچ چیز نخوردم
امروز قراره مبلو سرویس خواب و بوفم را واسم بیارن خدا کنه همه راضی باشن
خیلی وقته که وصل نشدم به اینترنت دلم تنگ شده بود
دیروز رفتیم مبلهایی را که انتخاب کرده بودم را گفتیم فردا واسه مون بیارن .امروز هم اگه مهدی چشم نخوره میره وقت عروسی و این حرفها را بگیره .بخاطر ماه رمضان خیلی کارها را که حسش میست نمیشه انجام داد از اینجا میرم خونه خسته ومونده میفتم تا اذان بعد هم که یا مهدی میاد دنبالم یا هم حیرونتر از روز های قبل .حدود۶میلیونی جهازم شده تا حالا دیگه ببینیم چی میشه
تا یار که را خواهد ومیلش به که باشد.