تبليغاتX
من و اون و خدامون
من و تو وخدا
صبحی نتونستم برم زیارت عاشورا الان تو اتاقمم خداکنه امروز هم۱۱ تعطیل کنیم گلوم درد میکنه دیروز ۴.۵ رفتم دکتر تعطیل بود بدتر سرما هم خوردم صدای خروپفم را باگوشی ضبط کردم چه وحشتناکهههههههههه

 

 



لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 7:52 توسط عسلک

دیشب باهاش حرف زدم میگه مامانم تنهاست نمیشه بریم نمیدونم تا کی مجبوریم اونجا بمونیم به هر جال فعلا باید بسوزمو بسازم .خیلی سخته خدا میدونه که چی میکشم ولی نمیخواد بفهمه نمیدونم  باید فعلا کنار مامان جونش باشیم

بهش گفتم به شرطی دور نکنی من حوصله اعصاب خردیهای مامانت را ندارم

سرماریزه اومده ولی مجبوریم بیاییم صبح ها خیلی مزه میده بخوابی ولی حیف که نمیشه .



لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 8:37 توسط عسلک

امروز باید کابل کشی کنیم روز سختیه خیلی

اینترنت هم ندارم دیگه.خسته از همه شدم نمیدونم چرا اینکاررو کرد

کاش همه دخترها مردها شون قبل از ازدواج خوب بشناسن من بیشتر از همه بهش اعتماددداشتم ولی حالا...........

دلم میخواد میرفتم جاییی و هیچی از دنیا نمیفهمیدم .میدونستم من مخالف این کارم چرا دروغ گفتی دیونه خراب کردی همه چیزووووووووووووو



لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 8:51 توسط عسلک

هرروز یه چیز جدیدتر .ای خدا

امروز میشه ۲ روز مثلا

خدایا کمکم کن

 دیروز رفتیم برف بازی حال داد شب همه خونه پسرداییش ظهر هم خونه مادرشو خواهرشوش ولیمه بودیم.شب پنج شنبه هم خونه خواهرش بودیم

همین



لينك ثابت نوشته شده در شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 8:44 توسط عسلک

سلام به روز گرم زمستانی

دیشب تو گوشی خواهرم فیلم تجاوز به یه دختر دهاتی رو دیدم که چند نفر بهش تجاوز کردن وای که چقدر جیغ میزد .عجب نامردهایی بودن دختره میگفت خدایا منو بکش اخه ادم چقدر میتون پست باشه یکی دستشو گرفته بود یکی پاشو یکی در میاورد .بیچاره دختره .میگن عاملاشو همه را اعدام کردن.خدا خیرشون بده

دیروز بخاطر هوا تعطیل کردن .صبح پرکاری بود شب هم رفتم خونه سری زدم

صبح خالم دعوتمون کردن .خدا کنه راضی بشه بیاد که واقعا زشت میشه



لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 7:30 توسط عسلک

سلام به روزهای برفی

امروز بیشتر جاها رو برف گرفته .ای خدا قربونت برم که چقدر ماهی

وقتی از خواب بیدار شدم فکر نمیکردم اینجوری برفی از دیشب اومده باشه .حیرون شدم/کاش تعطیل بودیم کاش.

دیشب دوباره بحثمون شد دیر میاد نمیدونم با کی میره با کی میاد .کجا میره .خسته شدم واقعا داره پشیمونم میکنه .همش طلبکاره قدر هیچ چیزو نمیدونه .دروغ میگه خیلی مشکوکه

ساعتها ۱۰ اومد خونه سفره را انداختم بعد مامانش گفت خونه همسایه بغلی خالیه بیا برین اونجا گفت کو پول رهن منم یه چشی کردم برنجهای جلوشو انداخت وسط و رفت تو اطاق بخدا اینقدر خسته بودم ولی غذامو درست کردم .حالا فکر کنم قبول کرد که بریم اگه تصمیمش عوض نشههههههههههه

 البته پول پیشو باید به یه خدازدگی جور کنم



لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 7:33 توسط عسلک

دیشب رفتم خونه خودمون خوابیدم به خان مسیج دادم که شبی اینجام تو راحت بخواب اونم جرش گرفت و فرستاد تو منو درک نمیکنی وقتی میبینی من اعصابم خورده سربه سرم میذاری

من فرستادم اخه خودت گفتی میخوای یه شب تنها بخوابی منم واسه همین رفتم وگرنه بغلم تو امن ترین جای دنیای من  اونم معذرت خواهی کرد     بعد از یه ساعت دیدم فرستاده که جات خیلی خالیه لوس نشی و خوب بخوابی    منم نوشتم دوستت دارم بخدا فقط وقتی دور میایی خونه اعصابم به هم میریزه اخه از بس مامانت غر میزنه منم مجبورم برم تو اطاقو بیرون نیام

امروز قرار بود بیم خونه خالم پاگشا ولی خان چون با پسرخالم که خواستگارم بوده کاردوخیاره قبول نکرد بیاد منم از دستش ناراحت شدم.



لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 7:24 توسط عسلک

چراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا؟


لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 13:26 توسط عسلک

چقدرروزها بد شدن.خیلی خسته کننده شده خیلییییییییییییییی

حال نوشتن هم ندارم خدای من

 کجایی که جا مانده اینجا دلممممممممممممم



لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 7:24 توسط عسلک

بعد از چندروز تعطیلی امدم سر کار میشه بعد از ۴ روز .به چقدر خواب خوبه ولی خودمونیم تعطیلی هم زیاد خوب نیست مخصوصا اگر با مادر شو در یک خانه بسر ببری میبینی از کله سحر یا صدا رادیوش میاد یا صدا تلویزیزون .بعضی وفتها دلم میخواد کلش را بکنم

۵شنبه را سر کردیم ظهر جمعه خونه خارشو پاگشامون بود که چون خونه نو رفته بودن من ۱۳ تومن سرویس کیفی قاشق و چنگال خریدم و عصر هم بله برون احسان بود روز عید هم اقا زد رفت بیرون تا ۱۰ نیامد منم کلی گریه کردم و چشام باد کردن بخاطر همین دیروز حال کار را نداشتم .بعضی وقتها باد ش میگیره گفت میخواسته تلافی اون موضوع گوشی را بکنه(مثل بچه ها)

دیشب هم جدا خوابید پایین گفت خروپف میکنی نصفه ها شب دیدیم اومد تو بغلم و چسبید بهم منو محکم گرقت تو بغلش و خوابیدیم.

نمیدونم میگه چند شبه دارم خرو پف میکنم .......؟

 

خالم میخواد پاگشا کنم ولی میدونم مهدی نمیاد   چکارکنم



لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه دهم دی 1386ساعت 7:26 توسط عسلک

باسلام

مروز با اینکه افتاب بود برف هم میبارید

قربون خدا برم با این نعمتاش............

فکر کنم سرما خوردم .دیشب همش خرخر کردم و مهدی خواب نرفت(خیلی حساسه)گوشام درد گرفتن

صبح دوستام مین پیشم فردا عصر بله برون هم دعوتیممممممممممم دوست ندرم برم فکر کنم شب هم خونه خارو دعوتیم

۳روزه عضو سایت کلوب دات کم شدم بدک نیت جلبهههه



لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 12:11 توسط عسلک

چشم خوردیم.اینترنتم تا گرم نشه وصل نمیشه .نمیدونم چرااااااااااااااااااا

حوصله ندارم دلم میخواد برم یه جایی هیچ کس نباشد از همه سیرم



لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 10:32 توسط عسلک

از صبحی همش اینترنتم قطع ووصل میشه کی بشه دوباره خوب شه.

دیشب مامانو برو بچ اونجا بودن دمپخت گوشت درست کردم و خوردیم خوب شده بودن فقط نخوداش یه کم نپخته بودن

حقوقامون امروز تکلیفشون معلوم میشههههههههههه ای خدا کمک کن بخیر بگذره



لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه سوم دی 1386ساعت 12:53 توسط عسلک

سلام

دیروز رفتم موهامو رنگ تیره کردم و کوتاه .بدک نشدن هر کی دیده گفته خوبه .مهدی هم گفت خوبن.حالا بعد میرم مش میزنم.فقط از بس پول رنگ و مش دادم مردم.عجب کاسبن این ارایشگرها

خواب میددم یه بچه دارم فکرکنم پسر بود همش تو بغلم بودو همه بوسش میکردن



لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه دوم دی 1386ساعت 7:21 توسط عسلک

عجب روزهایی هاااااااااااباد میاد ولی برف و بارونش حروم.واقعا حتما لیاقت رحمتشو ماها نداریم

۵شنبه رفتیم خونه دختر دایی مهدی بعد همه امدن دیشب هم یلدا خونه مامانم بودیم .بد نبود خوش گذشت .

میخوام برم موهامو کوتاه کنم خسته شدم ازشون کاش یه رنگ مشکی بزنم مهدی خیلی دوست داره نمیدونم بهم میا د یا نه؟

پریشب شب بدی بود کلی دیروز باهم حرف زدیم نمیدونم یا دروغ میگفت یا..........



لينك ثابت نوشته شده در شنبه یکم دی 1386ساعت 7:31 توسط عسلک