خواهرشوهرم چندروزی بودنیامده بود خونه ماتا اینکه دیشب امدن .من میگفتم معلوم چطورشون شده تا اینکه گفت با اقاش دعواش شده ویکی گذاشته با مشت زیر چشماش و تا حالا گفته تا اثرش از بین بره.هنوزبعد ازچندروز اثرش بودکبودشده بود.
فهمیدم ما زنها همه بدبختیم بقول خواهرشو م مردها همه خائنن .اخه شوهرش داشته با موبایل با یک نفرصحبت میکرده رفته گفته ببینم که با کی صحبت میکنی ؟اونم نامردی نکرده گذاشته زیرچشاش.
کثافتها.خودخواه ها .احمق ها .نامردهاو...............
.منم کلی براش دردودل کردم و میخندید میگفت من میام خونه مامانم تو هم برو خونه مامانت
لينك ثابت
نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 7:42 توسط عسلک
حوصله هیچ کس راندارم کاش هیچ وقت ...................نبود
لينك ثابت
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 8:10 توسط عسلک
مادرشو کاش..............
لينك ثابت
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 8:7 توسط عسلک
خداکنه اون استاد لعنتی امروز دوباره کاممو ویروسی نکنه .با اون فلشش .
خدایا خودت کمکم کن جز تو کسی قادر نیست
لينك ثابت
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 7:32 توسط عسلک
دیشب رفتم خونه مامانم بعد مهدی هم امد ازقضا ابگوشت بود این حرفها بعد هم برگشتیم خونه که مامانش طبق معمول مهمان داشت فرزند دلبندشو وداماد زشتش.مجبور شدیم تا ۱۱.۳۰کنار ان دو بیمزه بشینیم .همین
لينك ثابت
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 8:9 توسط عسلک
دلم گرفته خدایا کمکم کن .دیگه نمیخوام با مادرشوم زندگی کنم خیلی خسته شدم
خدااااااااااااااااااا باتوام کمکم کن .التماست میکنم .توکه دیگه شاهدی
لينك ثابت
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 14:18 توسط عسلک
ازت متنفرم که بهم دروغ گفتی .برام رل بازی کردی .خیلی نامردی.همه تون نامردین.حیف ما زنهای پاک وساده.میدونستم عوض شدی ولی باورنکردم.دیدی خدا حالا بهت ثابت شدچقدرپیشت گریه کردم .امروز تکلیفمو باهاش روشن میکنم.
خدالعنتت کنه مردنامرد................
لينك ثابت
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 7:42 توسط عسلک
پایان هر روز مشکلات زندگی را زمین بگذارید .
۵شنبه یه فلش از یه استاد زدم به کامپیوترم حالا وبروسی شده .خدا لعنتش کنه خوب استاد کامپیوتر بود.حیرون شدم تازه ویندوز نصب کرده بودم ..........
عصری شاید بریم کلاس تعمیر موبایل البته شاید......
لينك ثابت
نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387ساعت 7:56 توسط عسلک
دوسه روزی اقام دوباره خوب شده .معلوم نیست چه نشقه ای داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟مردها همه کلکن
شایدعصربرم خونه خارشو کوچیکه قبل از اینکه اون بیاد تلپ شه.به بهانه اینکه کامپیوتریادش بدم.
دیشب همش توخواب تو ماشین بودم اخه دیروز بعد ازمدتها سوارماشین که خواهرم تعلیم میبینه شدم یدفعه وسط فلکه خاموش کردم و هل کردم وهمه واسم خندیدن.اخی من.
لينك ثابت
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 7:46 توسط عسلک
ازبس این چندماه جواب پول عروسیهارودادیم مردیم.هفته دیگه هم یک نیم سکه واسه خواهرگلم.
دیروز تا ۵خواب بودم بعد مامانم اومد بعد شوهر خواهر شو با برو بچ بع خواهر دومش با رفیقاش بعد بابام .مجبورشدم استمبلی پلو درست کنم با همه مخلفات.شوهرخواهر شوهرم که هر موقع اومده اینجا من یا عدس پلو یا لوبیاپلو بقول خودش همیشه قاطی پلو درست میکنم بعد با این همه ناز یه بشقاب تا ته خورد انترخان دخترش هم سه تا بشقاب و خانم ومادرزنش هم کلی خوردن بیچاره مامانو بابام حیرون شده بودن.بامزه اینکه هر چی به خواهر شوم گفتن بمونید اینجا براتون غذا درست کنم گفتن واسه ما برنج نذار مامیریم.
لينك ثابت
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 7:50 توسط عسلک
خدایا دلم گرفته حال ندارم .از همه خستم //////////////////
لينك ثابت
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 13:58 توسط عسلک
خدایا دلم گرفته حال ندارم .از همه خستم
لينك ثابت
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 13:58 توسط عسلک
خدایا دلم گرفته حال ندارم .از همه خستم
لينك ثابت
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 13:58 توسط عسلک
خدایا دلم گرفته حال ندارم .از همه خستم
لينك ثابت
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 13:58 توسط عسلک
خدایا دلم گرفته حال ندارم .از همه خستم
لينك ثابت
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 13:57 توسط عسلک
نمیدونم چی بنویسم
لينك ثابت
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 7:41 توسط عسلک
عیدهمه مبارک
لينك ثابت
نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 10:25 توسط عسلک
امروز و میگن خدا مزد ماها رو میده .فعلا که قرار شده هم من بیکار بشم هم اقام .یعنی خدا اینجوری مزدمو امروز داد؟
التماس دعا
لينك ثابت
نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 14:7 توسط عسلک
امروزروزه بی سحریم .حالم خوب نیست وقت مش هم گرفتم.ایا زنده میمونم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
لينك ثابت
نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 14:14 توسط عسلک
امروز بی سحری دوباره روزه گرفتم .ای خدا خودت قبولشون کن
امروز روز تعدیل نیروست.خودت رحم کن
لينك ثابت
نوشته شده در سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 9:44 توسط عسلک